مطالعه عوامل مؤثر بر افزایش کارایی حسابرسی صورت های مالی از دیدگاه حسابرسان مستقل و حسابرسان دیوان محاسبات

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-2- شناخت واحد مورد رسیدگی، محیط و نوع فعالیت آن

شناخت صاحبکار شامل شناخت کسب و کار و صنعتی می باشد که صاحبکار در آن فعالیت می کند. این شناخت بخش مهمی از برنامه حسابرسی می باشد. شناخت حسابرس از فعالیت صاحبکار، حسابرس را در شناسایی رویدادها، معاملات و عملیاتی یاری می رساند که می تواند اثر با اهمیتی بر صورتهای مالی داشته باشد (استاندارد حسابرسی، بخش 315).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

استاندارد 500 حسابرس را ملزم می‌سازد به مقصود فراهم کردن مبنایی برای برآورد خطرهای تحریف با اهمیت و طراحی و اجرای روش‌های حسابرسی لازم، از ادعاهای مدیریت با جزئیات کافی بهره گیری کند. این بخش، حسابرس را به برآورد خطر در سطح صورت‌های مالی و سطح هر ادعا بر مبنای شناخت مناسب از واحد مورد رسیدگی و محیط آن، شامل کنترل‌های داخلی، ملزم می کند. در استاندارد 330، مسئولیت حسابرس برای تعیین برخوردهای کلی و طراحی و اجرای روش‌های حسابرسی لازم که ماهیت، زمان‌بندی اجرا و اندازه آن متناسب با برآوردهای خطر باشد، مطرح شده می باشد (استانداردهای حسابرسی، 1389). فرایند کسب شناخت از واحد مورد رسیدگی، محیط و نوع فعالیت آن فرایندی مستمر و پویا در گردآوری، به روزرسانی و تحلیل اطلاعات در جریان حسابرسی می باشد.

مطلبی که اینجا قابل بحث می‌باشد این می باشد که آیا کسب شناخت مناسب و کافی به عقیده حسابرسان از محیط و نوع فعالیت واحد مورد رسیدگی می‌تواند تأثیری بر کارایی حسابرسی صورت‌های مالی داشته باشد؟

2-2-3- کسب شناخت از سیستم کنترل داخلی صاحبکار

آغاز هر کار حسابرسی کسب شناخت از سیستم کنترل های داخلی صاحبکار می باشد. در هر حسابرسی، حسابرس موظف به کسب شناخت از سیستم کنترل داخلی می باشد تا بتواند برنامه ریزی صحیحی انجام دهد. این کسب شناخت از طریق محیط کنترلی، سیستم حسابداری و روشهای کنترل حاصل می گردد. کسب شناخت از کنترل های داخلی شامل ارزیابی طراحی یک کنترل و تعیین اجرا یا عدم اجرای آن می باشد (استانداردهای حسابرسی، بخش 315 ).

دومین استاندارد اجرای عملیات حسابرسی اظهار می‌دارد: «برای برنامه‌ریزی حسابرسی و تعیین نوع، زمان‌بندی و اندازه آزمون‌هایی که بایستی اجرا گردد، شناختی کافی از ساختار کنترل داخلی بایستی کسب گردد» شناخت حسابرسان از سیستم کنترل داخلی صاحبکار خود، مبنایی هم برای برنامه‌ریزی حسابرسی و هم برای برآورد احتمال خطر کنترل فراهم می‌آورد (والتر بی میگز و همکاران، 1379). پس از انجام ارزیابی اولیه از سیستم کنترل داخلی صاحبکار، حسابرس می‌تواند برای انتخاب روش‌های بهینه حسابرسی تصمیم‌گیری کند. اگر ارزیابی اولیه حاکی از آن بود که سیستم کنترل داخلی صاحبکار به طرز صحیحی طراحی شده و اجرا می گردد، در این شرایط حسابرس وقت بیشتری برای آزمون کنترل‌های داخلی اختصاص خواهد داد و متعاقب آن از اندازه انجام آزمون‌های محتوا خواهد کاست.

در صورتی که حسابرس وضع طراحی و اجرای سیستم کنترل داخلی صاحبکار را مطلوب ارزیابی کند، خطر کنترلی را در سطح پایین برآورد خواهد نمود و در نتیجه به سیستم کنترل داخلی صاحبکار برای کسب اطمینانی منطقی از صحت اطلاعات مالی ارائه شده و نبود سوء بهره گیری‌های دیگر، اتکا خواهد نمود. آیا اندازه اتکای حسابرسان بر ساختار کنترل داخلی صاحبکار اثری بر کاهش زمان مورد نیاز برای انجام حسابرسی صورت‌های مالی و کارایی حسابرسی صورت‌های مالی خواهد داشت؟ این موضوعی می باشد که در این پژوهش به مطالعه آن خواهیم پرداخت.

2-2-4- بهره گیری از خدمات حسابرس داخلی

استاندارد بخش 610 ، حسابرسی داخلی را وظیفه ارزیابی تعریف نموده می باشد که در داخل واحد مورد رسیدگی و توسط کارکنان آن به مقصود ارائه خدمت به آن واحد به وجود می آید و یکی از ارکان اصلی محیط کنترلی آن به شمار می رود.

مانند وظایف اصلی واحد حسابرسی داخلی ارزیابی و مطالعه کفایت و تاثیر سیستم های حسابداری و کنترل داخلی واحد تجاری می باشد. گرچه حسابرس مستقل به تنهایی مسئول ارائه نظر درمورد صورتهای مالی و تعیین و نوع و ماهیت، زمانبندی، اجرا و حدود روشهای حسابرسی می باشد. امّا بخشهای معینی از کار واحد حسابرسی داخلی می تواند مورد بهره گیری حسابرس مستقل نیز قرار گیرد واحد حسابرسی داخلی هر چه مستقل و بیطرف باشد باز هم نمی تواند به اندازه حسابرس مستقل به هنگام اظهار نظر نسبت به صورتهای مالی، استقلال داشته باشد. مسئولیت اظهار نظر حسابرسی، تنها با حسابرس مستقل می باشد. و با هر اندازه بهره گیری از نتایج کار واحد حسابرسی داخلی هیچگاه از این مسئولیت کاسته نمی گردد.

بند 9 استاندارد بخش 610 تصریح می کند که حسابرس مستقل بایستی چنان شناختی از فعالیتهای واحد حسابرسی داخلی به دست آورد که برای کمک به برنامه ریزی حسابرسی و تدوین رهیافت (طرح کلی) مؤثر حسابرسی، کافی باشد. کار حسابرسان داخلی نمی تواند جایگزین کار حسابرس مستقل گردد. حسابرس مستقل بایستی وجود کیفیت واحد حسابرسی داخلی را هنگام ارزیابی سیستم کنترل داخلی صاحبکار مورد توجه قرار دهد. از آنجا که کار حسابرسان داخلی بر کنترل های داخلی اثرگذار می باشد، ممکن می باشد بر اندازه آزمونهای محتوا (کاهش آن) نیز تأثیر داشته باشد. حسابرسان بایستی صلاحیت و بیطرفی حسابرسان داخلی را ارزیابی نمایند. برای ارزیابی بی طرفی حسابرسان داخلی بایستی به رده ای که در سازمان حسابرسی داخلی به آن گزارش می دهد توجه نمود. صلاحیت حسابرسان داخلی نیز از طریق رسیدگی آزمایشی کار آنان با در نظر داشتن عواملی همچون دامنه، کیفیت روشهای رسیدگی، اندازه مستندات موجود در کاربرگ ها و متناسب دیدن نتیجه گیری آنان، ارزیابی می شوند. امّا موضوع قابل بحث این می باشد که آیا بهره گیری از خدمات حسابرس داخلی اثر معنی داری بر کارایی حسابرسی و کیفیت آن خواهد داشت یا خیر؟ یعنی در نهایت بهره گیری از خدمات حسابرس داخلی می تواند باعث افزایش کارایی حسابرسی صورتهای مالی گردد یا خیر؟

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف پژوهش:

1) مطالعه تأثیر شناخت حسابرسان از محیط کار و فعالیت واحد مورد رسیدگی بر کارایی حسابرسی

2) مطالعه تأثیر شناخت و اندازه اتکای حسابرسان بر سیستم کنترل داخلی واحد مورد رسیدگی بر کارایی حسابرسی

3) مطالعه اثر بهره گیری از خدمات حسابرس داخلی و خدمات کارشناسی بر کارایی حسابرسی

4) مطالعه تأثیر اعمال محدودیت زمانی و کاهش هزینه اجرای حسابرسی بر کارایی حسابرسی

5) مطالعه تأثیر کنترل کیفیت حسابرسی اطلاعات مالی تاریخی بر کارایی حسابرسی

پایان نامه - تز - رشته حسابداری